زهرا بخواي از کسي که کودکي خوبي نداشته بگي چي ميگي
چي مينويسي
ميگم کسي که همش نگران مامانش بوده
ياد اون خوابم افتادم که هي يه سگ به مامانم حمله مي کرد و من سعي ميکردم از مامانم دفاع کنم
کل همه جا فکر کنم خوني شده بود
آخرش سگ رو کشتم و پوستش رو به عنوان پادري گذاشتم زمين
ميخواي از زبون اون دختره چي بگي
اون دختره ميترسه
خيلي هم مي ترسه
ميترسه مامانش مامانش رو از دست بده
اشک الان داره از دوتا چشم دختره مياد
دختره
دوباره اون دختره اشکاش رو پاک کرد و ميخواد قوي باشه
ولي خودش هنوز نميدونه که مي ترسه
يا قايم کردن ترسش مساله اي رو تغيير نميده
تا زمانيکه ترست رو باور نکني قوي نيستي
ميشه نقش بازي کردن
سلام...
ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52