امروز براي اولين بار سر يکي داد زدم
صدامو بردم بالا
نميدونم کار درستي کردم يا نه
ولي من بايد انتخاب کنم که عصباني بشم يا نه
از حقم دفاع کنم يا نه
خيلي انتخاب سختيه
من هميشه ميگم آدما از سر محبت يا ناداني همديگه رو اذيت ميکنند
که جواب هيچ کدوم داد نيست.يا اين که حرفي که ناراحتشون کنه.
امروز زمان صبحونه مامان بزرگم ديد يه ذره شکر ريختم
مامان بزرگم يک قاشق گنده شکر ريخت از سر محبت
منم يکم صدامو بردم بالا گفتم شما شيرين ميخوريد من نميخو رم
اوليش اينه که مامان بزرگم گوشش سنگينه
خدايا نميدونم چه کار کنم
کمکم کن
من در حد توان انساني تلاشمو دارم ميکنم براي دانستن و انجام دادن
من اگر کسي بدترين کارم باهام ميکرد هيچ وقت هيچي نمي گفتم
بعد قشنگيش اينه که همه فکر ميکنند من چه دختر اروميم
الان تنها کاري که بايد سعي کنم بکنم اينه که مراقب خودم باشم
نخدام همه کاري رو خودم بکنم
بگم نه
با خودم مهربون باشم به خصوص تو درسم
سلام...
ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53