ميخوام در مورد داييم بنويسم
که يه چيزي
ميخوام از شخصيت بيروني بنويسم که اصلا جذاب نيست ولي نيت و درون قشنگي داره.محبتش اندازه يه دنياست.
مردي که کم حرف ميزنه. به ظاهر خودش زياد نميرسه
چه قدر شبيه خودمه
من هميشه سعي ميکردم آدم خوبي باشم بازم خوبي داشته باشم.با آدما مهربون باشم.هميشه بهشون بخندم.هميشه بهشون لبخند بزنم.
نميدونم چرا دوست ندارم نوشتن رو ادامه بدم
تنها جايي که به دوست داشتن خودم شايد گوش بدم همينجاست.
امروز زنداييم زنگ زد برم اونجا
چون من اينجا تنهام
هميشه ميگفتم چون مامان بزرگم تنهاست
نمي رفتم
الان ميخوام برم
خيلي سخته انتخاب
من هميشه قبل از اين که حرف بزنم با کاري کنم فکر ميکنم
شخصيتم اينجوريه
نميدونم درسته يا نه
سلام...ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 96