ميخوام در مورد داييم بنويسم
شخصيتي که براي بقيه جذاب نيست
ولي براي من هست
چون شايد شبيه منه
در مورد غماش اصلا حرف نمي زنه
همش مي خنده
شوخي ميکنه
ولي اصلا نميتونه ناراحتي کسي رو ببينه
اين موقع ها قرار ميکنه ميره
وقتي دست دخترش شکست چون نمي تونست ببينه رفت بيرون و سيگار کشيد
با اينکه شايد زندگي موفقي نداره
يا با سکوتش همه رو عصباني ميکنه
کاري که من هم ميکنم ناخواسته
مهمترين چيزي که در موردش وجود داره محبت زيادش
کل بچگي همه ي بچه هاي فاميل ما با داييم گذشته
با کاراش محبتش رو نشون ميده به زبون نمياره
هيچ وقت داد نمي زنه
حتي اگر کتکش بزنند
برخلاف بقيه مردا
داييم شايد غماش و ناراحتياش رو به حرف زدن ميخواد جبران کنه.
ولي هيچ کس نيست که گوش بده.ولي همين کار باعث ميشه تو زندگيش دخالت کنند.
و اون هم قاطعانه نميتونه جلو همه وايسه
سلام...ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52