دلم ميخواد آجي اون همه سال که ترسيدم گريه کنم
از زمان هايي که نرفتم بازي کنم گريه کنم..
از زمان هايي که همه وقتي منو مي ديدند ميگفتند زهرا عاقله گريه کنم
هيچ کس نپرسيد اين زهرا چرا بچگي نميکنه
همش نگرانه
دلم پرستومو ميخواد
مبخوام براش لالايي بخونم
موهاشو شونه کنم
دوست دارم موهامو مامان بزرگم ببافه
رو پاش بخوابم
دلم ميخواد رو پا زهره هم بخوابم
ولي اون حتي نميذاره بيشتروقتا سرمو رو شونش بذارم
ميدوني چه کاري جديدا ميکنم
ابراز احساسات
اونم دوست داشتنمو
ميدوني چه قدر سخته يکي رو دوست داشته باشي ولي بهش نتوني بگي
سلام...
ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53